سفرنامه اصفهان

در اکتبر 13th, 2015, نوشته شده در: نکته ها و اندیشه ها توسط

سفرنامه اصفهان
16 و 17 مهر 1394

IMG_7786جهت افتتاح ساختمان جدید مؤسسه کودکان معلول بهشت به اصفهان دعوت شدیم، بعدازظهر پنجشنبه 16/7/94 از قم به طرف اصفهان عازم شدیم. ساعت 5/7 به اصفهان رسیدیم و به سراغ مراسم در خیابان مسجد سید رفتیم. من بودم و علی آقا و خانواده ایشان. مراسم بعدازظهر در محل انجمن کودکان بهشت در خیابان فروغ بود و مراسم دوم بعد از مغرب و عشاء جهت سخنرانی و پذیرایی از مهمانان تهرانی و قمی و گل‌ریزان در سرای فرهنگی عطار در خیابان مسجد سید برگزار شد.
نیکوکاری از اصفهان به نام آقای تباشیری خانه کلنگی خودش را که حدود 1500 متر مربع است تخریب و ساختمان بسیار جالب و دیدنی ساخته است. هدفش ساختن جایی برای برگزاری مراسم عمومی و مذهبی بوده است. دارای سالن، آمفی تئاتر، غذاخوری و غذا پزی مدرن که در یک وعده می‌تواند بیست و دو هزار پرس غذا آماده کند، زورخانه و باشگاه ورزشی، مکان استراحت مهمانان و غیره است. «سرای عطار» نمونه ابتکاری برای کسانی که درصدد نیکوکاری و صرف اموال خود در امور خیریه‌اند می‌باشد.
به هر حال در سرای عطار هنرمندانی مانند آقای حسن اکلیلی و نیکوکاران از چند شهر آمده بودند. نخست خانم نصر (مدیر) گزارشی از «انجمن حمایت از کودکان بهشت با نیازهای خاص ذهنی و جسمی حرکتی انسان اصفهان» (کودکان بهشت) گفت: زمینی را مرحوم بحرینی به این مؤسسه هدیه کرد و با مبالغی که خیرین پرداخت کردند بازسازی کردیم و امروز افتتاح شد. کودکان بهشت 450 عضو دارد و چهار رشته قالی بافی، خیاطی و … دارد. سپس گروه سرود ناشنوایان برنامه زیبایی اجرا کردند. 5 نفر دختر حدود 12 تا 18 ساله و همه آنها ناشنوا بودند و سه سرود اجرا کردند. نام این گروه، گروه سرود ناشنوایان دستان گویا بود. خانم جانی پور مربی و سرپرست این گروه بود.
IMG_7826آقای دردشتی عضو هیئت امنای کودکان بهشت ابتدا شخصیت مرحوم تباشیری و خدمات او را معرفی کرد سپس گفت 22000 کودک معلول در اصفهان هست و کودکان بهشت تا کنون کارهای خوبی برای آنها انجام داده است.
دکتر فرامرزی رئیس هیئت امنای کودکان بهشت گفت این مؤسسه در سال 76 شروع به کار کرد و تا کنون اقدامات مناسب و سودمند برای آنان داشته است. کودکان معلول را گرفته و با تربیت صحیح و حرفه‌آموزی آنها را رشد داده و به دبیرستان فرستاده تا وقتی که روی پای خود استقلال داشته باشند.
آنگاه مراسم گل‌ریزان شروع شد که مجری آن آقای حسن اکلیلی بود و حدود یکصد میلیون تومان جمع‌آوری گردید.
روز جمعه 17 شهریور ساعت 5/9 با آقای اقارب پرست عضو هیئت امنای «مؤسسه آموزشی ابابصیر» ملاقات و تا ساعت 5/12 مصاحبه مفصلی از ایشان گرفتیم. درباره علت تشکیل ابابصیر، مشکلات، تاریخ تحولات، شخصیت گلبیدی و خدمات او، بورس ایشان به انگلستان برای گذراندن دوره‌ای در زمینه کودکان نابینا گفت‌وگو شد.
از خانه آقای اقارب پرست به طرف مؤسسه ابابصیر رفتیم. آقایان سلطان زاده، مطهری، کاشانه‌چی، خانم پهلوانی از تهران هم آمده بودند. نماز خوانده و به سالن اجرای همایش رفتیم. این ساختمان بسیار بزرگ است و قبلاً زمین آن توسط خیری به ابابصیر اهدا شده بود و ساختمانی توسط خیرین ساخته بودند ولی با تعطیلی ابابصیر در سال 1370، آن را به دانشگاه راغب اصفهانی اجاره دادند. هنوز هم در اجاره است ولی امروز برای تجلیل و تقدیر از نخبگان نابینا سالن ورزش آن در اختیار ابابصیر گذاشته شده است. آنجا حجت الاسلام باقریان را دیدم که گفت می‌خواهند مرا به عنوان نخبه معرفی کنند.
IMG_7832آقای دکتر بصیری و آقای مهندس بصیری (مدیرعامل) آمدند و قرار شد، مسئولین مؤسسات جلسه‌ای داشته باشند. لذا به اتاق دیگری رفتیم. مهندس فضیلتی مدیر پایگاه اطلاع‌رسانی خیریه‌های کشور و مدیرعامل مؤسسه خیریه شهید محمد گلشیرازی و مهندس همراه او (ظاهراً آقای یوسفی)، دکتر بصیری، دو تن از مسئولین ابابصیر، آقای کاشانه چی، علی نوری، محمد نوری، مهندس سلطان زاده، دکتر مطهری، خانم پهلوانی بودند.
ابتدا دکتر بصیری راجع به تاریخ تحولات ابابصیر سخن گفت، سپس محمد نوری دو نکته را متذکر شد: لازم است تاریخ ابابصیر نوشته و مکتوب گردد و به صورت کتاب در اختیار نسل جدید قرار گیرد. دوم لازم است نهادهای قدیمی‌تر محور شده و دیگران گرد آن جلساتی هر چند ماه یکبار داشته باشیم و از کارهای هم با خبر گردیم. آقای سلطان زاده درباره تجربه اشتغال در رعد و در کانون قزوین گفت‌ و اینکه ابابصیر باید از این جاها درس گرفته و تجربه دریافت کنند.
من متوجه نشدم ابابصیر در سال 1348 تأسیس شد و چند دهه محور بوده، پس از به حاشیه راندن باز فعالیت داشته و هم اکنون، بیش از رعد زیر پوشش کارآفرینی و توان‌بخشی و مهارت افزایی دارد. چرا آقای سلطان زاده می‌فرماید ابابصیر باید بیاید از تجارب رعد و قزوین تجربه کسب کند. در چهره دکتر بصیری که کوهی از درایت و انبانی از تجربه است نگاه کردم، دیدم با سکوت پاسخ می‌دهد. یعنی در سکوت او خیلی حرف‌ها بود. برای من که سن و سالم از آنها کمتر بود درس بزرگی بود که جلوی بزرگ‌ترها ادعاهای بی جهت نداشته باشم.

بدون نظر به “سفرنامه اصفهان”

ارسال نظر و پیشنهاد