تخریب بقیع

در جولای 13th, 2016, نوشته شده در: نکته ها و اندیشه ها توسط

تخریب بقیع
برگرفته از دانشنامه بقیع شریف، صفحه 206-210

محمد نوری/ 23 تیر 1395

0002تخریب اماكن دینی، خط‌ مشی و سیاست وهابیون در نابودی مكان‌های مذهبی از بقیع.
انهدام و نابودی مكان‌های مقدس و دینی از برنامه‌های اصلی و خط‌مشی معمول وهابیت و آل‌سعود است. آنان با تمسك به احادیث ناهی ساخت و ساز بر قبور این كارها را اجرا می‌كنند. عبدالعزیز (حكومت 1179- 1218ق) شاه وهابی عربستان در نامه‌ای خطاب به پادشاه ایران، فتحعلیشاه قاجار (حكومت 1212- 1250ق) به صراحت نوشت، همانطور كه محمد بن عبدالله در صدر اسلام با بت‌ها و بت پرستی مبارزه كرد من هم با مردم عتبات كربلا و نجف كه در مقابل مقابر حسین بن علی(ع) و علی بن ابیطالب روی زمین افتاده و سجده می‌كنند جنگیدم و هر كس بخواهد بت پرستی را ترویج كند به سرنوشت مردم كربلا و نجف دچار خواهد شد. یعین این مردم بت پرست‌اند و جان‌شان ستانده و اموالشان مصادره و منازلشان تخریب می‌شود (مسیر طالبی، ص412).
فتوای وهابیون، وجوب تخریب و منهدم كردن قبور پیشوایان است؛ از اینرو در هر جا و به هر شهر و دیاری و به آرامگاهی دست می‌یافتند قبل از هر چیز به تخریب این مشاهد و مزارات اقدام می‌كردند و با خاك یكسان می‌نمودند. به هنگام تسلط بر طائف گنبد عبدالله بن عباس را خراب كردند، پس از آن‌كه به مكه وارد شدند گنبدهای متعلق به جناب عبدالمطلب جد رسول خدا و ابی طالب عموی آن حضرت و خدیجه(ع) همسر آن بزرگوار و همچنین محل تولد پیامبر(ص) و حضرت زهرا را ویران نمودند و در جده گنبد و قبر حوا را از بین بردند. آنان هنگامی‌که مدینه منوره را محاصره كردند قبل از ورود به شهر، حرم و مسجد حضرت حمزه(ع) را منهدم كردند و شایع است كه از بیرون شهر به سوی گنبد پیامبر خدا(ص) تیراندازی و بی‌حرمتی كردند.
برای زمینه‌سازی تخریب بقیع و اماكن مدینه، در ماه رمضان 1344ق شیخ عبدالله بُلَیهد، قاضی القضاتشان را از مكه به مدینه اعزام داشتند تا موضوع تخریب مزارات و مقابر موجود در مدینه را با علما و سران این شهر مطرح و موافقت آنها را جلب كند. بلیهد جلسه ای تشكیل داد و از حاضرین درباره تخریب گنبد و بارگاه نبوی و دیگر بناها نظر خواست. بسیاری از آنها از ترس جانشان جواب ندادند، بعضی دیگر هم اظهار موافقت نمودند.
تخریب مقابر و مشاهد اساس عقیده وهابیان است و در وجوب از بین بردن این آثار و حتی حرم شریف نبوی(ص) كوچك‌ترین تردیدی ندارند؛ از اینرو منظور شیخ بلیهد از این سؤال، سؤال حقیقی نبود بلكه هدف از آن جلب نظر مردم مدینه و نوعی تشریفات و تسلی خاطر و دلجویی از آنان و حفظ ظاهر بود.
بهرحال پس از این سؤال و جواب، آنچه گنبد و ضریح در مدینه و بیرون این شهر بود ویران نمودند؛ از جمله آنها گنبد و بارگاه ائمه(ع) در داخل بقیع بود كه حتی دیوارها و صندوق و ضریحی كه روی این قبور شریف بود به كلی منهدم گردید و از این حرم و قبور، به جز قطعه سنگ‌هایی كه در اطراف قبور نصب كردند، اثر و علامتی باقی نماند و این اقدام دقیقاً در هشتم شوال 1344ق انجام گرفت و به كارگرانی كه این عمل ننگین را انجام دادند، مبلغ هزار ریال مجیدی دست مزد پرداخت گردید.
سپس گنبدهای متعلق به عبدالله و آمنه، والدین رسول خدا(ص) و حرم همسران و دختران آن حضرت و حرم جناب ابراهیم فرزند گرامی پیامبر و گنبد متعلق به عثمان بن عفان و اسماعیل فرزند امام صادق و گنبد امام مالك و سایر مقابر در بقیع و بیرون آن منهدم و با خاك یكسان گردید.
تنها حرم مطهر پیامبر(ص) آن هم در اثر ترس از قیام مسلمانان جهان از تعرض و تخریب مصون ماند كه اگر این ترس نبود حرم پیامبر اسلام بر اساس عقیده وهابیان و به جرم احترام و تعلّق خاطر شدیدتر مسلمانان نسبت بدان، قبل از سایر بقاع مورد تعرض و تخریب خشن‌تری قرار می‌گرفت.
امّا، چون نتوانستند متعرض حرم شریف رسول خدا(ص) شوند، چاره را در این دیدند كه با گماردن مأمورین بی‌ادب و خشن و گاهی چوب به دست از نزدیك شدن زایرین به این حرم و از بوسیدن و دست زدن به آن جلوگیری به عمل آورند و به عقیده خود بدین وسیله مانع وقوع این اعمال حرام و كفرگونه و شرك آلود شوند.
چون خبر هولناك ویرانى بقاع و هتك حرمت نسبت به حرم شریف ائمه بقیع در كشورهاى اسلامى انتشار یافت، مسلمانان آن را مصیبتى عظیم و حادثه‏اى بس بزرگ نسبت به مقدسات جهان اسلام تلقى نمودند. تلگراف‏هاى اعتراض از سوى علما و مراجع و شخصیت‏هاى سیاسى و دینی از عراق، مصر، ایران، هند، ترکیه و سایر كشورها به سوى حاكمان حجاز سرازیر گردید. مجالس درس در حوزه‏هاى علمیه و نمازهاى جماعت در مساجد تعطیل شد و مراسم عزادارى به عنوان اعتراض و سوگوارى تشكیل گردید.
تخریب بقعه‌ها، آرامگاه‌ها و اماكن دینی توسط وهابیون دارای ابعاد بسیار است اما سه جنبه آن از دیگر مسائل مهم‌تر و اساسی‌تر است: مبانی عقیدتی و فكری؛ آمار بالای اماكن تخریب شده و شدت آن؛ عكس العمل و شدت تأسف مسلمانان و بازتاب تخریب‌ها.
مآخذ
تاریخ حرم ائمه بقیع، محمد صادق نجمی، تهران، مشعر، 1391، ص50- 51؛ تخریب و بازسازی بقیع، سید علی قاضی عسكر، تهران، مشعر، 1385، جمـ ؛ كشف الارتیاب، سید محسن امین، قم، دار الكتاب اسلامی، 1995م، جمـ .

تخریب بقیع و شیعیان مدینه، نقش شیعیان مدینه و نخاوله در از بین بردن بقعه‏های این قبرستان.
رژیم آل‌سعود از 1340ق به بعد، شخصی به نام شیخ عبدالله بن بلیهد را به عنوان قاضی القضات تعیین کرد. مقر او در مکه بود ولی مدتی به مدینه آمد و اعلامیه‏ای صادر کرد و نظر مردم درباره بقعه‏های مذهبی و گنبد و بارگاه را سؤال کرد. نیز در این اعلامیه از مردم پرسید، آیا وجود این بقعه‏ها جایز و مشروع است و اگر نیست آیا تخریب آنها مشروع است؟ بویژه اصرار داشت که شیعیان مدینه و نخاوله به این پرسش‏ها پاسخ گویند. بسیاری از مردم ساکت بودند و پاسخی ندادند. برخی از سر تطمیع یا ترس، این بقاع را نامشروع دانسته و خواستار نابودی آنها شدند.
هدف او نظرخواهی واقعی از مردم نبود. بلکه درصدد آماده کردن فضا و آماده کردن جامعه برای عکس العمل نشان ندادن نسبت به تخریب و ویرانی بقعه‏ها در بقیع و جاهای دیگر بود.
بعید نیست برخی از شیعیان به علت سستی در اعتقادات یا به دلیل ترس یا تطمیع شدن و پول گرفتن در تخریب آرامگاهها و آثار مذهبی مساعدت و کمک کردند. اما بعید است همه شیعیان به طور عمدی و سازمان یافته در این پروژه شرکت کرده باشند، چرا که این بر خلاف باورهای اساسی آنان است، اما رُتر مستشرق اروپایی و ورنر اند بر این باور هستند که شیعیان و نخاوله در تخریب بقیع در سال 1343ق/ 1925م نقش اساسی داشتند (جامعه شیعه، ص78). البته رژیم سعودی با تبلیغات وسیع، استفاده از سخنرانان مؤثر در روحیه و افکار مردم و از طرف دیگر ایجاد فضای رعب و ترس، شیعیان را به انفعال کشانده بود. از سوی دیگر رهبران شیعه در نجف اشرف، قم و دیگر مناطق اطلاعات دقیق و به روز از اهداف و طرح‏های آل‌سعود نداشتند و به موقع اقدام نکردند. در شرایطی که آل‌سعود و وهابیون با روش‏های گوناگون مثل سوء استفاده از فقر نخاوله و شیعیان مدینه و کمک مالی به آنها با وعده و وعید به آنان تلاش می‏کرد، هیچ فتوا یا اظهار نظری از رهبران شیعه به چشم نمی‏خورد. مثلاً مراجع وقت فتوا ندادند که همکاری با آل‌سعود و عوامل این رژیم حرام است. به همین دلیل متأسفانه در برخی منابع ثبت است که پروژه تخریب بقیع تا حدودی به دست شیعیان عملی شده است. هدف آل‌سعود این بود که این طرح ننگین را به دست شیعیان اجرا کند یا لااقل به نام شیعیان ثبت نماید. با اینکه هیچ شیعه‌ای و معتقد به تشیعی اگر اندک آگاهی می‏داشت؛ زیر بار این عمل نمی‏رفت و انتساب این عمل به شیعیان دروغ محض است، ولی دستگاه تبلیغاتی آل‌سعود به گونه‏ای عمل کرده که هیچ منع و ردع و مخالفتی از سوی شیعیان مدینه یا رهبران شیعه در عربستان مشاهده نمی‏شود. در اینجا منظور ما مخالفت در ظرف چند ماه اجرای طرح است ولی البته مخالفت پس از تخریب فراوان وجود داشت.
مآخذ
تاریخ بیست ساله ایران، حسین مکی، تهران، نشر ناشر، 1361، ج4، ص88-95؛ تاریخچه و نقد و بررسی عقاید و اعمال وهابی‏ها، سید محسن امین، ترجمه سید ابراهیم سید علوی، تهران، امیرکبیر، 1391، ص76-77 و 337؛ جامعه شیعه نخاوله در مدینه منوره، ورنر اند، ترجمه رسول جعفریان، قم، دلیل ما، 1379، ص78-79.

تخریب بیت الأحزان، انهدام محل عبادت و نوحه‏سرایی فاطمه(س) توسط آل سعود.
پس از پیروزی جریان مخالف خط مشی امام علی(ع) در سقیفه بنی‏ساعده و فشارهای مضاعف بر خانواده حضرت فاطمه زهرا(س) پس از رحلت پدرش پیامبر اکرم(ص)، حضرت فاطمه به مرثیه خواندن برای پدرش و دیگر مصایب وارده و عبادت روی آورد اما برای اینکه مزاحم مردم نباشد و صدای گریه‏هایش آرامش و استراحت کسی را سلب ننماید، چادری در قبرستان بقیع برپا کرد و هر روز صبح دست حسن و حسین را می‏گرفت و به آنجا رفته و عصر به خانه بازمی‏گشتند. بعداً گویا توسط حسین بن علی(ع)، در محل همین چادر ساختمانی بنا شد. این ساختمان به تدریج کامل‏تر و توسعه یافته گردید و هر سال هزاران زایر در آنجا به عبادت و نماز می‏پرداختند و این جریان تا قرنها ادامه داشت. تا اینکه در سال 1344ق توسط حکومت آل سعود تخریب شد.
ابراهیم رفعت پاشا نویسنده و امیرالحاج مصری است. او در اصل افسر ارتش یا نیروی انتظامی دولت خدیوی مصر و وظیفه‏اش نگهبانی و تأمین امنیت کاروان‏های مصری بود. رفعت پاشا خاطرات و مشاهدات خودش را در کتابی به نام مرآت الحرمین منتشر کرده است. او برای آخرین بار در سال 1325بقیع را زیارت کرده و مشاهدات خود را درباره بیت‏ الأحزان چنین می‏نویسد:
در بقیع، گنبد دیگری نیز وجود دارد که «قبة‏الحزن» نامیده می‏شود و می‏گویند که این گنبد در بالای همان محل ساخته شده است که فاطمه(س) پس از رسول خدا(ص) بدانجا می‏آمد و حزن و اندوه خود را ابراز می نموده است، سپس می‏گوید در بقیع گنبدهای زیادی بود که وهابی‏ها از بین برده‏اند.
حاج سید احمد هدایتی از کسانی است که پنج سال قبل از تخریب بیت‏الأحزان، آنجا را زیارت نموده و در سفرنامه‏ی خود به نام خاطرات مکه گزارش نموده است.
علامه سید عبدالحسین شرف الدین(1290-1377ق) نیز بیت الأحزان را پنج سال قبل از تخریب، زیارت کرده و در کتاب خود النص و الاجتهاد گزارشی عرضه نموده است. گفتار او چنین است:
«… سپس علی بن ابی طالب در بقیع محلی را آماده ساخت که فاطمه زهرا برای گریه‏کردن، بدانجا می‏آمد و بیت الأحزان نامیده می‏شد و شیعیان در طول تاریخ این بیت را همانند مشاهد و حرم‏های مقدس زیارت می‏نمودند تا اینکه در سال 1344ق، ملک عبدالعزیز بر سرزمین حجاز مسلط و با دستور وی براساس پیروی‏اش از وهابیگری، منهدم گردید و در سال 1339ق که خداوند توفیق سفر حج و زیارت پیامبر و مشاهد اهل ‏بیتش در بقیع را بر من عنایت فرمود، بیت ‏الأحزان را زیارت کردم».
هرچند این اثر مهم و تاریخی دینی تخریب شده ولی گزارش‏های شاهدان عینی از سیر حوادث و ثبت مکتوب آنها در منابع، همیشه خاطره و یاد این واقعه را زنده نگه داشته است.
مآخذ
خاطرات مکه، سید احمد هدایتی، تهران، چاپخانه حیدری، ص129؛ مرآت الحرمین، ابراهیم رفعت پاشا، قم، 1365، ج1، ص429؛ النص و الاجتهاد، علامه سید عبدالحسین شرف الدینی، به کوشش ابو مجتبی، قم، ص‌302.

تخریب نخست، اولین اقدام آل‌سعود و وهابیون برای انهدام و نابودی بقیع.
وهابیان بین سال‏های 1205-1217ق، تلاش کردند بر حجاز سیطره یابند. در این سال‏ها، حدود پنجاه جنگ وجود داشت ولی در همه این نبردها شکست خوردند و موفقیت چندانی نصیب آنان نشد. اما با دسائس فراوان مثل خریدن سران قبایل در سال 1217ق، طائف را زیر سلطه خود آوردند و مردم شهرها و روستاهای طائف را قتل‏عام نمودند. در سال 1218ق مکه را بدون درگیری تصرف کردند و شروع به تخریب آثار و اماکن مذهبی نمودند. حتی چاه زمزم را پر کرده و مساوی زمین کردند.
آنان در 1221ق/ 1806م بر مدینه دست یافتند و بلافاصله به بقیع هجوم برده و کلیه بناها و برخی از قبه‏های موجود در آنجا را تخریب، و اموال و تزیینات را دستخوش غارت کردند. علت حساسیت آنان روی بقیع این بود که سران وهابیت آرامگاه‌ها و مکان‌هایی که روی قبور ساخته شده بود را شرک کده می‌دانستند و در اذهان پیروان خود، جا انداخته بودند که احترام به قبور همان تعظیم مردگان و مساوی شرک است.
مقدمات تخریب نخست بقیع از 1217ق یعنی 217 سال قبل آغاز شد ولی عملیات گسترده تخریب در 1221ق یعنی 214 سال قبل، اجرا شد. این حمله حدود یک سال تداوم داشت. در حمله نخست ثروت فراوانی به تصرف وهابیون و آل‌سعود آمد.
اما پس از آنکه ابراهیم پاشا برای مقابله با وهابیان به حجاز لشکر کشید و ایشان را به سختی شکست داد، به امر سلطان عبدالحمید در سال 1818م کار تجدید بناهای بقیع آغاز شد. سپس سلاطین عثمانی دیگر یعنی سلطان عبدالحمید و سلطان محمود تجدید بنا را ادامه دادند و تا سال 1860م اماکن را بسیار زیبا و با صرف هفتصد هزار جنیه استرلینی ساختند.
مآخذ
البقیع قضیة کل مسلم، لندن، بی‏تا، ص 7-10؛ تخریب و بازسازی بقیع، سید علی قاضی عسکر، تهران، 1391، ص 41-48؛ دائرة المعارف الاسلامیة الشیعیة، سید حسن امین،‌ بیروت، دار المتعارف، 2002م، ص271- 273؛ الشیعة فی المملکة السعودیة، حمزة الحسن، بیروت، 2010م، ج2، ص 230-233.

تخریب و بازسازی بقیع، کتابی درباره اسناد تاریخی بقیع.
سیدعلی قاضی عسکر از پژوهشگران و مؤلفان موضوعات مذهبی و از مدیران ارشد سازمان حج و زیارت جمهوری اسلامی ایران که در سال‏های اخیر نماینده ولی‏فقیه و سرپرست حجاج ایرانی را بر عهده دارد، به تألیف این کتاب پرداخته است. این نخستین اثری است که مستقلاً به زبان فارسی به موضوع تخریب بقیع پرداخته و نیز بازسازی بقیع را بررسی کرده است. مهم‌تر اینکه بر اساس اسناد و مدارک به داوری پرداخته است.
این کتاب با عنوان تخریب و بازسازی بقیع به روایت اسناد در تهران، 1385، منتشر شده و تا سال 1392 بیش از شش چاپ داشته است.
این کتاب دارای این مباحث است: مدفون شدگان بقیع، تخریب آثار و علل آن، عکس‏العمل‏های جهانی به تخریب بقیع، سخنرانی مرحوم مدرس در مجلس، نامه‏ها و تلگراف‏های علما و مراجع، واکنش سردار سید، کنگره خلافت، تسلط عبدالعزیز بر حجاز، مأموریت هویدا از سوی شاه ایران برای بازسازی، نامه مرحوم حکیم، نامه سید هبةالدین شهرستانی، نامه وزیر دربار، نامه سید ابراهیم شهرستانی و نتایج نامه‏نگاری‏ها.
با توجه به اینکه در سال‌های اخیر، تحقیقات گسترده و اساسی درباره تخریب بقیع منتشر شده و محققان متغیرهای متنوعی را در این باره بررسی کرده‌اند، لازم است این کتاب هم در ویرایش جدید، عمیق‌تر به مسائل و رخدادها بپردازد.
در آرشیوهای جهانی، اسناد مهمی درباره بقیع و تخریب آن هست. مؤلف دستش باز است و توانایی دستیابی به این اسناد را دارد. لازم است در چاپ‌های بعدی از این استفاده شود.
مآخذ
البقیع: قصة تدمیر آل سعود للآثار الاسلامیة فی الحجاز، یوسف الهاجری، بیروت، 1411ق، جمـ؛ تخریب و بازسازی بقیع به روایت اسناد، سید علی قاضی عسکر، تهران، مشعر، 1385، جمـ، چاپ ششم، تهران، 1391؛ الشیعة فی مملکة العربیة السعودیة، حمزه حسن، بیروت، دارالساقی، 2010م، ج2، ص145-160؛ میقات حج، ش46، زمستان 1382، ص 79-90.

بدون نظر به “تخریب بقیع”

ارسال نظر و پیشنهاد